فدای اون مهر و وفات / دلم شده تنگ برات / چطور بگم ؟ باور کنی ! / چقدر عزیزی تو برام .

ای داد از اسیری که از یاد رفته باشد / در دام مانده باشد ، صیاد رفته باشد .

خاکستر می گوید آتش را می توانم ببخشم ولی تبر را هرگز .

میدونی مترسک به کلاغ چی گفت ؟ گفت هرچی میخوای نوکم بزن ، ولی تنهام نزار !

دل نزد تو است اگرچه دوری ز برم / جویای تو ام اگر نپرسی خبرم / خالی نشود خیالت از چشم ترم / در قلب منی اگرچه جای دگرم .