نام زیبای تو را در کتیبه ای از جنس عاطفه حک خواهم کرد و عکس قشنگت را در قابی از جنس عشق میگذارم تا همه بدانند تو سلطان جان من و فاتح دلم هستی .

اگه قلبت زندان بود ، گناهی میکردم که تاوانش حبس ابد باشه .

اینجا آسمان از دل من تیره تر است ، روزگارم ابریست ، من اگر تنهایم ، یاد تو با من هست ، مهربانم روزگارم ابریست ، کاش این بار جای خورشید تو آفتاب شوی .

چشمانم خسته است و نبض ذهنم افتاده ، کاش نگاهت یک قدم نزدیک تر بود !

با آمدنت بهانه پیدا شده است / خورشید میان خانه پیدا شده است / ما نیم نظر چشم به هم دوخته ایم / یک لحظه ی شاعرانه پیدا شده است .

جیپر طلا ، یار با وفا ، نسیم صبا ، آخر وفا ، نفس و هوا ، تکی به خدا .

پی نجوای رفتن نباش ، در غیبت لبخند تو گم می شوم !