تو مرا می پایی که مبادا دل خود را به تو تحمیل کنم و من اما گاهی همچنان خیره به تو می نگرم تا شاید حرف احساس دلم را از نگاهم خوانی و به من فرصت پرواز دهی .

گاهی باران همه ی دغدغه اش باغچه نیست / گاهی از غصه ی تنها شدنش می بارد .

خواهم ز خدا که بی وفایم نکند / غرق گنهم ولی رهایم نکند / یک خواسته دارم ز خدای تو عزیز / در هر دو جهان از تو جدایم نکند .

عشق من از من گذشتی خوش گذر / بعد از این حتی اسمم را مبر / خاطراتم را تو بیرون کن ز سر / دیروز از کف رفت ، فردا را نگر .

گلم از من دوری ! اما به تو اندیشیدن را ، عادتی ساخته ام بهر تنهایی خویش .

نه مرا خواب به چشم ، نه مرا دل به دست / چشم و دل هر دو به دیدار تو آشفته و مست .