این روزا چقدر دلم میخواد بشینم با یکی ساعتها درد و دل کنم و …
بعدش نگم : کاش بهش نمیگفتم

به بعضیا باید بگی : عزیزم تو روی پاهات نمیتونی وایسی ! چه برسه رو حرفات

اینکه لبهایت چه میگویند مهم نیست
من …
چشمهایت را میشنوم

چقدر سخت است که لبریز از گفتن باشی ولی محرمی نباشد …

فرقی نمی کند تقویم زمستان است یا بهار …
بی تو هیچ زمانی قشنگ نیست !

خواستم جونمو فدات کنم ، با خودم گفتم چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی ؟ !