“تو” …
همان لطف خدایی که داشتنت شامل حال من شده است !

زخم ها خوب میشوند اما خوب شدن با روز اول شدن خیلی فرق دارد

اگه گفتی “love is your face” یعنی چی ؟
.
.
.
.
.
یعنی : جمالتو عشقه !

دوستت دارم …
و این حرف کمی نیست ، اگرچه حرف های کمی دارد !

به تو که میرسم مکث میکنم !
انگار در زیباییت چیزی را جا گذاشته ام ، مثلا …
در صدایت ، آرامش
یا در چشم هایت ، زندگی

خدا رو شکر که هنوز با خاروندن رد کش جوراب می تونیم یه ذره کیف کنیم

پیچک احساس همیشه هم شاعرانه و خیال انگیز نیست
گاهی می پیچید دور گلوی آدم و خفه اش می کند …

دوست داشتن نم نم باران است ، کم کم می آید و به درازا میکشد
بارانی دوستت دارم …

حواسم هست که دلتنگی را گاهی نباید گفت
ببخش …
برای “دوستت دارم” راه دیگری بلد نیستم

آدم باید یک “تو” داشته باشه که هر وقت از همه چی خسته و ناامید بود ، بهش بگه :
مهم اینه که تو هستی !
بی خیال دنیا …