فری خوشحال تو خیابون به یه نفر میگه: ببخشید، من شما رو تو دوبی ندیدم؟ یارو میگه: نه، من تا حالا دوبی نرفتم.
فری خوشحال: خوب من هم نرفتم، حتما دو نفر دیگه بودن !
یه بچه ایی تازه بدنیا اومده بوده ، شیر مامانشو نمی خورده ، هر زن دیگه ای هم آوردن ، فایده نداشته بچه شیر اونا رو هم نمی خورده تا اینکه یه زن سیاه میارن بچه شیرشو می خوره بابائه می گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شیرکاکائو می خواستی ما نمی دونستیم
فالگیر: فردا شوهرتون میمیره!
زن: اینو که خودم میدونم. بهم بگو گیر پلیس میفتم یا نه!
شخصی ادعای پیغمبری کرد. مردم از او کتاب خواستند. گفت : کتاب ندارم جزوه میدم ...
::::
::::
گه خواستی بوسم کنی به نکات زیر توجه کن :
.
.
.
دیدی میخوای بوسم کنی!!!! خجالت نمی کشی؟
::::
::::
امروز دو نفر از من ادرس و شماره تو رو گرفتن..منهم بهشون دادم..یکی خوشبختی..یکی موفقیت تو سال جدید هر روز میان سراغت
::::
::::
سلامت
سعادت
سیادت
سُرور
سَروری
سبزی
و سَرزندگی
هفت سین سفره ی زندگیتان باد
::::
::::
کارگردانی است نوروز که می گوید نور ..صدا…حرکت و من برای به دست اوردنت همه نقشهای عالم را بازی می کنم.
::::
::::
لحظه ای که سال تحویل میشه … تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند میزنی … کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه تا لبخند همیشه مهمون لبای سرخت بمونه… سال نو مبارک گلم
::::
::::
سر کلاس پا تخته با یک تیپ شلخته با خط بد نوشتم ، زندگی بی تو سخته
یه مرد متاهل تنهایی میره مسافرت. وقتی برمیگرده زنش میپرسه:
- خوش گذشت؟
- عالی بود! خیلی کیف کردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده هزار دلار!
خوب معلومه که حسابی دعواشون میشه. خانمه میگه حالا که اینجور شد من هم تنها میرم مسافرت. وقتی برمیگرده شوهره میپرسه:
- خوش گذشت؟
- عالی بود! خیلی کیف کردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده دلار!
- مگه میشه؟
- چرا نمیشه؟ شب اول ده دلار دادم یه نوشیدنی دم بار خوردم, بعد با یه احمقی مثل تو آشنا شدم!
حیف نون قله اورست رو فتح میکنه ، خبرنگارها جمع میشن و ازش می پرسند : آقا رمز موفقیت شما چی بود
حیف نون میگه : والله آقا من این چیزها حالیم نیست ، اگه بازم بهم بار بخوره میارم این بالا
حیف نون سوار تاکسی بوده ...
بعد از مدتی یکی پیاده میشه و درو محکم میبنده ...
راننده میگه : خر بی شعور ...
یه کمی جلوتر یه نفر دیگه پیاده میشه و باز در و محکم می بنده بازم راننده میگه : خر بی شعور نفهم ...
نوبت به حیف نون میرسه با دقت در و آهسته می بنده می بینه راننده داره نگاش می کنه بهش می گه :چیه ...
خر باشعور ندیدی !!!