چه چیز باعث می‌شود که یک نفر رهبری بزرگ باشد؟ آیا ویژگی‌های شخصیتی خاص باعث می‌شوند تا بعضی افراد در نقش‌های رهبری بهتر عمل کنند؟ یا ویژگی‌های موقعیت این امکان را فراهم می‌کند تا افرادی معین، به رهبر تبدیل شوند؟ زمانی که به رهبران اطراف‌مان نگاه می‌کنیم که ممکن است مدیر یا رئیس جمهورمان باشند، احتمالا این سوال برای‌مان ایجاد می‌شود که چرا این افراد در چنین موقعیت‌هایی فوق‌العاده عمل می‌کنند.

براساس تئوری رهبری مشارکتی، رهبران اعضای گروه را به مشارکت و همکاری تشویق می‌کنند.

علاقه به رهبری، مخصوصا از ابتدای قرن بیستم افزایش یافت. تئوری های اولیه بر ویژگی‌های متمایز بین رهبران و پیروان متمرکز بودند، در حالی که تئوری های جدیدتر به متغیرهای دیگری مثل عوامل موقعیتی و سطح مهارت توجه داشتند.

تئوری های مدیریتی

این تئوری‌ها رهبری را براساس سیستم پاداش و تنبیه تعریف می‌کنند. تئوری های مدیریتی اغلب در حوزه‌ی تجارت و کسب و کار به کار می‌روند؛ زمانی که کارکنان موفق می‌شوند، پاداش دریافت می‌کنند و زمانی که شکست می‌خورند، توبیخ یا تنبیه می‌شوند.

تئوری های رابطه‌ای

رهبران تحول‌گرا با کمک به اعضای گروه برای دیدن اهمیت و ارزش وظایف، به آنها انگیزه می‌دهند. این رهبران بر عملکرد اعضای گروه تمرکز می‌کنند، اما هدف‌شان رسیدن هر فرد به ظرفیت‌های بالقوه‌اش است.

تئوری های مشارکتی

تئوری های رهبری مشارکتی پیشنهاد می‌دهند که سبک رهبری ایده‌آل این است که دیگران هم دخیل باشند. این رهبران اعضای گروه را به مشارکت و همکاری تشویق کرده و به آنها کمک می‌کنند تا احساس تعلق و تعهد بیشتری نسبت به فرآیند تصمیم‌گیری داشته باشند. با این حال، در تئوری های مشارکتی این حق برای رهبر محفوظ است که به دیگران اجازه‌ی اظهار نظر بدهد.

تئوری های اقتضایی

طبق این تئوری‌، هیچ سبک رهبری برای همه‌ی موقعیت‌ها بهترین گزینه نیست. همچنین، موفقیت به تعدادی از متغیرها مثل سبک رهبری، ویژگی‌های پیروان و جنبه‌های مختلف موقعیت بستگی دارد.

تئوری های موقعیتی

در موقعیتی که رهبر نسبت به سایر اعضای گروه از دانش و تجربه‌ی بیشتری برخوردار است، سبک قدرت‌طلبانه احتمالا مناسب‌ترین گزینه است. در حالی که وقتی اعضای گروه ماهر و متخصص هستند، سبک دموکراتیک مؤثرتر خواهد بود.

تئوری های رفتاری

 این تئوری‌ها در مقابل تئوری های مرد بزرگ قرار می‌گیرند. تئوری های رفتاری که ریشه در رفتارگرایی دارند، به اقدامات رهبران و نه ویژگی‌های ذهنی یا درونی‌ها، توجه دارند.

 

تئوری های ویژگی

تئوری های ویژگی اغلب به شخصیت خاص یا ویژگی‌ رفتاری مشترک بین رهبران ‌توجه می‌کنند. مثلا ویژگی‌هایی مثل برون‌گرایی، خودباوری و شجاعت، ویژگی‌هایی هستند که به طور بالقوه در رهبران بزرگ وجود دارند.

چگونه افرادی که این ویژگی‌ها را دارند، اما رهبر نیستند را توجیه کنیم؟ این مسئله یکی از مشکلات استفاده از تئوری های ویژگی برای توضیح رهبری است.

تئوری های «مرد بزرگ»

 تئوری های مرد بزرگ فرض می‌کنند که ظرفیت رهبری، ارثی است و رهبران بزرگ ساخته نمی‌شوند، بلکه زاده می‌شوند.

این ‌تئوری‌ها غالبا رهبران را قهرمان و اسطوره‌ و مقدر به ظهور در زمان مورد نیاز، ترسیم می‌کنند.